العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

149

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

دنباله بحث بايد توجه داشت كه گروه معتقدين بامامت متفقند بر عصمت ائمه عليهم السّلام از گناه چه صغيره و چه كبيره از آنها گناهى سر نميزند عمدا و يا از روى فراموشى و يا اشتباه در تأويل و نه فراموشاندن از جانب خدا در اين مورد هيچ كس از علما مخالفت ننموده جز صدوق محمّد بن بابويه و استادش ابن الوليد چون آن دو فراموش نمودن كه از جانب خدا باشد بواسطه مصلحتى در غير مسائل تبليغى و بيان احكام تجويز نموده‌اند اما نه سهوى كه از جانب شيطان باشد . اخبار و دلائل اين مطلب در جلد ششم و پنجم گذشت و بيشتر بابهاى اين جلد مربوط بدلائل همين مطلب است . اما اخبار و دعاهائى كه اشاره بخلاف اين مطلب دارند و توهم گناه و خطا در باره ائمه را تقويت مىكند به چند وجه قابل تأويل است : 1 - ترك مستحب و انجام مكروه گاهى گناه و عصيان ناميده مىشود بلكه ارتكاب برخى از مباح‌ها نيز نسبت بعظمت مقام و جلالت ائمه عليهم السّلام نيز بگناه تعبير شده زيرا انجام چنين كارها نسبت بمقام ايشان يك نوع كسر شأن است چنانچه اربلى در سخنان خود پيش از اين ذكر كرد . 2 - آنها بعد از معاشرت با مردم و هدايت و راهنمائى آنها وقتى بمقام قرب و وصال و مناجات پروردگار نائل ميگردند گاهى بواسطه پست بودن اين كارها نسبت بمقام عالى و منزلت عظيمى كه دارند خود را مقصر مىبينند به همين جهت به تضرع و زارى مشغول مىشوند گر چه آن كار نيز بامر خدا باشد . چنانچه اگر پادشاهى يكى از مقربين خود را مأموريتى بدهد كه از مجلس سلطان و فيض حضور محروم شود بعد از بازگشت گريه و زارى دارد و خويش را